خیلی میگذره از آخرین آپم.از آخرین روزی که این پنجره (پست مطلب) رو باز کردم.از اون روز تا حالا هم اخلاق و خصوصیات و خلاصه همه چیزم ۱۸۰ درجه فرق کرده.بیشتر سر میزنم به این وبلاگم از این به بعد.میدونم خیلی ساده اس و هیچ چیزی نداره!اما اگه دوست داشتی نظر بده.بابای!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم مرداد 1389ساعت 17:34  توسط ستایش
|
خیلی وقت بود نبودم.بودم اما حس و حال نداشتم.این آژم گذاشتم تا بلاگم و نبندن.همین.حرف دیگه ای هم ندارم.

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی 1388ساعت 14:36  توسط ستایش
|
SalaM.Are dg shooresho Dar avordaM Az bas darbareye eshgho asheghi neveshtaM.Amma shomaha baram 2a konin k be eshgham beresam ta dg darbareye in chiza nanevisam.matlabe amoozande ha mizaram amma aval bayad begam in blog az oOn avalesham JUST FOR LOVE boOde.hamin O Bas.ghorboOne hameye asheghaye donya.doOsetoOn daram ta ye matlabe khoobo toop bye.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم شهریور 1388ساعت 18:5  توسط ستایش
|
Shayad Age Man naboOdaM in tanhayii Ham NaboOd.
Shayad age in Tanhayii NaboOd in sokoot haM naboOd.
Shayad age in sokoOt ham naboOd alan in daro divaro panjere o shishe o ... ham Zajr NemikeshidaN.
Akh K cheghadr Sakhteh! SOKOOT,TANHAYII,ENTEZARE BI DALIL
Entezari k MidoOni dg hichvaght nemiad o be dar khire bemoOni te cheshat khire be dar khoshk beshe.
Entezari k MidoOni dg hichvaght zang nemizane o Shish donge havaset be zange telephone bashe.
MordaM azZ tanhayii.Mordam azZ doOrit.PasS Key Miay?
Pas Key Zang MizaNi?!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
Taghdim Be TamoOme Asheghaye eshghaye ye tarafeeeeeeeeeeeeeeeee.
+ نوشته شده در سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت 17:1  توسط ستایش
|
آسمان کوتاه...
دستان بلند...
و تو ستاره ای که تا کنون ناچیده مانده ای...
+ نوشته شده در سه شنبه هجدهم فروردین 1388ساعت 14:39  توسط ستایش
|
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 15:22  توسط ستایش
|
به فراموشی سپرده نخواهیم شد اگر قلبهایمان مالامال از دوست داشتن ها باشد.
زنده ایم اگر سرشار از عشق باشیم.
زنده خواهیم ماند اگر عشق را هدیه کنیم.
و...زندگی میبخشیم اگر باور داشته باشیم.
پس زندگی کن،زنده بمان،و زندگی ببخش.
+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم مهر 1387ساعت 15:12  توسط ستایش
|
هر وقت خواستی بدونی کسی دوستت داره زول بزن تو چشماش تا عشق رو تو چشماش ببینی،اگه نگات کرد عاشقته،اگه خجالت کشید بدون برات میمیره،اگه سرش و انداخت پایین و یه لخظه رفت تو فکر بدون بدون تو میمیره،اگر هم خندید،بدون اصلا دوست نداره...
+ نوشته شده در یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 14:34  توسط ستایش
|
سلام
دوستای گلم،یه خواهشی ازتون دارم.
جون من،مرگ ستایش،به این آهنگه وب نظر بدید.به خاطر امیر رضایا هم که شده

مرسی میشم.حتی اگه میخواید فحش بدینم بدید اما در مورد این آهنگ نظر بدید.
ممنون.مرسی.متشکرم.تنکیو.

+ نوشته شده در پنجشنبه چهارم مهر 1387ساعت 16:52  توسط ستایش
|
اگر سلطنت بلد نباشم،سلطنت نمیکنم.
اگر زندگی بلد نباشم،زندگی نمیکنم.
اما...اگر دوست داشتن را بلد نباشم،به خاطر تو یاد میگیرم.
+ نوشته شده در دوشنبه یکم مهر 1387ساعت 14:11  توسط ستایش
|
من عشق را در تو،تو را در دل،دل را موقع تپیدن،تپیدن را به خاطر تو دوست دارم.
+ نوشته شده در شنبه بیست و سوم شهریور 1387ساعت 19:9  توسط ستایش
|
سلام.من واقعا شرمنده ام چون سرطان رو سرتان نوشتم.
آخه هم داشتم چت میکردم هم مینوشتم.بازم شرمنده.نظر یادتون نره ها.
بابای.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 18:52  توسط ستایش
|
من تا به حال رمان زیاد خوندم یه چند تایی هم نوشتم.توی همه ی اینها فقط چند حالت وجود داشت.
یا هر دو طرف عاشق هم بودند و آخرش هم به هم نرسیدند.
یا یکی عاشق بوده و اون طرف هم عاشق کرده بعد سرتان گرفته مرده.
یا پای یکی دیگه وسط بوده...
کم و بیش احتمال رسیدنشون به هم بوده.اگه شما عشق هایی رو که آخر به هم رسیدن و عشقشون واقعی بوده و از هم سیر نشدند رو میشناسید بهم خصوصی نظر بدید.
مرسی میشم.بابای.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 16:20  توسط ستایش
|
فردا و دیروز با هم دست به یکی کردند.دیروز با خاطراتش مرا فریب داد،فردا با وعده هایش مرا خواب کرد.وقتی چشم گشودم امروز گذشته بود.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم شهریور 1387ساعت 15:55  توسط ستایش
|
یادمون باشه که هیچکس رو امیدوار نکنیم و بعد رهاش کنیم،چون خرد میشه و میشکنه و آهسته میمیره مثل یه عاشق.
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 13:22  توسط ستایش
|
این گونه باش:
شاد اما دلسوز...ساده اما زیبا...مصمم اما بیخیال...متواضع اما سربلند...مهربون اما جدی...سبز اما بی ریا...عاشق اما عاقل
+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 5:36  توسط ستایش
|
همیشه میگفتن پیدا کردن یه دوست خوب خیلی سخته،اما باورم نمیشد،تا اینکه خودم و دیدم که برای پیدا کردنت چقدر زحمت کشیدم.

+ نوشته شده در سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت 5:22  توسط ستایش
|
تقدیم به تو که یادت از فکرم،عشقت از قلبم و اون نگاهت همیشه از ذهنم نمی رود و عطر مهربانیت همیشه در وجودم جاریست.

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 17:1  توسط ستایش
|
حقیقت تلخ است اما نه به تلخی تنهایی
تنهایی تلخ است اما نه به سختی جدایی
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 16:52  توسط ستایش
|
LOVE
L:Land of ocean سرزمین اقیانوس ها
O:Owner of tears صاحب اشک ها
V:Valley of death دره ی مرگ
E:End of life پایان زندگی
+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 16:38  توسط ستایش
|
be khodye ASHEGHAN sogand ke mara ASHEGHE to kard agar roozi bedanam ke doostam nadari,gerye nakhaham kard,balke arezoo khaham kard kasi ra doost bedari ke doostat nadashte bashad.

+ نوشته شده در دوشنبه هجدهم شهریور 1387ساعت 16:31  توسط ستایش
|